معمای جنجالی آگاهی در هوش مصنوعی؛ پاسخ به ۱۰ پرسش کلیدی که ذهن همه را درگیر کرده است
موضوع خودآگاهی هوش مصنوعی این روزها به داغترین بحث محافل علمی و شبکههای اجتماعی تبدیل شده است. در حالی که غولهای فناوری بر سر مرزهای هوشیاری ماشین به شدت اختلافنظر دارند، بررسی ۱۰ پرسش اساسی نشان میدهد که هنوز هیچ پاسخ قطعی یا آزمون کاملی برای اثبات آگاهی در هوش مصنوعی وجود ندارد.

در یک نگاه (نکات کلیدی خبر)
خلاصه مهمترین نکات و تحولات این گزارش برای مطالعه سریع
- بحث پیرامون خودآگاهی هوش مصنوعی این روزها با ادعای جلسات محرمانه داریو آمودی (مدیرعامل Anthropic) با چهرههای مذهبی و واکنش تند سم آلتمن حسابی بالا گرفته است.
- دانشمندان تأکید میکنند هنوز هیچ تعریف دقیق و پذیرفتهشدهای برای آگاهی وجود ندارد و حتی اعتراف خودِ چتباتها به آگاه بودن، صرفاً بازتاب دادههای آموزشی است و ارزش علمی ندارد.
- پژوهشهای جدید تلاش میکنند با کنار گذاشتن بحثهای فلسفی محض، چارچوبهای تجربی و آزمونهای چندسطحی برای سنجش رفتاری و ساختاری مدلها طراحی کنند تا تکلیف این معمای پیچیده روشن شود.

در این مقاله به بررسی و پاسخ به ۱۰ پرسش کلیدی و جنجالی درباره «آگاهی در هوش مصنوعی» میپردازیم؛ پرسشهایی که این روزها در رسانهها و شبکههای اجتماعی سر و صدای زیادی به پا کردهاند و دغدغه بسیاری از علاقهمندان، متخصصان و فعالان این حوزه هستند.
اما پیش از ورود به پرسشها، باید خود را برای یک واقعیت شاید کمی ناامیدکننده آماده کنید! برخلاف ادعای خیلی از تحلیلگران پر سر و صدای رسانهها که میگویند پاسخهای قطعی و سرراستی برای این سؤالها وجود دارد، نباید فریب این قاطعیت ظاهری را خورد. واقعیت این است که در حال حاضر هیچکس، حتی برجستهترین دانشمندان و چهرههای شاخص هوش مصنوعی، نمیتواند پاسخی قطعی و خدشهناپذیر به این معمای پیچیده و سردرگمکننده بدهد. هدف در اینجا بررسی دقیق دانستههای امروز بشر، نقاط قوت و ضعف فرضیهها و فراهم کردن دیدی شفاف و عمیق درباره کلاف سردرگم آگاهی هوش مصنوعی است.
بیایید پرونده این معمای داغ را باز کنیم و پیچیدگیهای ناشناخته این فناوری مرزی را موشکافی کنیم.
بحثهای داغ و بیپایان درباره آگاهی هوش مصنوعی
این روزها به نظر میرسد همه درباره خودآگاهی یا «آگاهی هوش مصنوعی» حرف میزنند. این موضوع جذاب و پربحث، ماجرای تازهای نیست و ریشه آن به نخستین روزهای پیدایش هوش مصنوعی در دهه ۱۹۵۰ برمیگردد. علاوه بر این، مفهوم کلی آگاهی در انسان و موجودات زنده، ریشهای چند هزار ساله در فلسفه باستان دارد. یکی از معروفترین جملات در این حوزه متعلق به رنه دکارت و جمله کلاسیک و مشهور اوست: «میاندیشم، پس هستم». دکارت معتقد بود حتی بدون شناخت سازوکار دقیق آگاهی، صرفِ وجود داشتن و توانایی اندیشیدن، برای اثبات وجود آگاهی کافی است.
امروزه برخی از توسعهدهندگان هوش مصنوعی روی طبل خودآگاهی میکوبند و با ادعاهای جنجالی به آن دامن میزنند، در حالی که برخی دیگر محتاطانه از این موضوع فاصله میگیرند یا رویکردی دوپهلو در پیش گرفتهاند. منظور از رویکرد دوپهلو این است که شاید بعضی از شرکتها از یک سو به شایعات آگاهی هوش مصنوعی پروبال میدهند تا ارزش بازار و سهام خود را بالا ببرند، اما از سوی دیگر رسماً آن را انکار میکنند تا مبادا قوانین سفت و سخت نظارتی، دست و پای آنها را برای ادامه آزمایشها و درآمدزایی ببندد!
تازهترین میدان نبرد پیرامون آگاهی هوش مصنوعی پس از آن شعلهور شد که گزارشهای متعددی در فضای مجازی ادعا کردند شرکت آنتروپیک (Anthropic) و مدیرعامل آن، داریو آمودی (Dario Amodei)، به سراغ صاحبنظران و علمای مذهبی رفتهاند تا تأیید آنها را درباره احتمال آگاه بودن هوش مصنوعی بگیرند! در همین راستا، آمودی در پادکستی در فوریه ۲۰۲۶ اعلام کرد: «ما نمیدانیم آیا مدلها آگاه هستند یا خیر. حتی مطمئن نیستیم که آگاه بودن یک مدل اصلاً چه معنایی دارد یا آیا یک مدل اصولاً میتواند آگاه شود یا نه؛ اما ما آماده پذیرش این ایده هستیم که چنین چیزی ممکن است رخ دهد.» این جمله آخر حسابی بمب خبری شد؛ زیرا او به جای انکار صریح آگاهی هوش مصنوعی در حال حاضر یا در آینده، زیرکانه نشان داد که وقوع آن را نمیتوان غیرممکن دانست.
انتشار این گزارشها درباره جلسات محرمانه با رهبران مذهبی پیرامون معمای آگاهی ماشین، با واکنشهای تندی هم همراه شد. سم آلتمن (Sam Altman)، مدیرعامل OpenAI، در تاریخ ۳ اکتبر ۲۰۲۶ در توییتی انتقادی نوشت: «من به شدت از اینکه افراد تلاش میکنند به مدلهای هوش مصنوعی قدرت مذهبی نسبت دهند یا قضاوت انسان را به آنها واگذار کنند احساس ناراحتی میکنم و معتقدم این یک چالش امنیتی واقعی است.» حقیقت این است که غولهای هوش مصنوعی حالا بر سر موضعگیری در برابر معمای آگاهی شاخبهشاخ شدهاند.
پوشش ابعاد مختلف آگاهی هوش مصنوعی
پاسخ به ۱۰ پرسش کلیدی پیش رو، با توجه به گستردگی موضوع به شکل فشرده و شفاف ارائه شده است. بیتردید درباره هر یک از این پرسشهای عمیق و پیچیده میتوان مقالات مفصل یا کتابهای کاملی نوشت، اما هدف در اینجا انتقال اصل مفهوم به سادهترین و دقیقترین شکل ممکن است.
ابعاد متعددی که در مطالعات پیرامون آگاهی هوش مصنوعی مطرح میشوند شامل مواردی از این دست هستند:
- ادعاهای روز پیرامون کشف جرقه اولیه یا هسته مرکزی آگاهی در هوش مصنوعی.
- دلایلی که باعث میشود برخی کاربران تصور کنند با هوش مصنوعی آگاه روبرو شدهاند.
- چرایی ادعای مکرر مدلهای هوش مصنوعی مبنی بر اینکه دارای آگاهی هستند.
- اینکه چرا پرسیدن مستقیم از چتباتها درباره داشتن آگاهی، بیپایه و بیمعنی است.
- بحثهای حقوقی جنجالی درباره اعطای شخصیت حقوقی به هوش مصنوعی در صورت دستیابی به آگاهی.
- این دیدگاه که شاید هوش مصنوعی مخرب پیش از هوش مصنوعی خیرخواه به آگاهی برسد.
- ماجرای پر سر و صدای مهندس اخراجی گوگل در سال ۲۰۲۲ که ادعا کرد چتبات لمدا (LaMDA) به آگاهی رسیده است.
- پیشبینی چهرههای شاخص که میگویند در آستانه ورود به عصر آگاهی هوش مصنوعی هستیم یا حتی ناخواسته وارد آن شدهایم.
- بررسی بازههای زمانی مختلف که دستیابی به آگاهی را از یک سال تا یک قرن آینده تخمین میزنند.
این موارد تنها گوشهای از ابعاد گوناگون این پدیده هستند که درک ۱۰ پرسش محوری پیش رو را روشنتر میسازند.
۱۰ پرسش اساسی درباره آگاهی هوش مصنوعی
بدون معطلی، بیایید به سراغ ۱۰ پرسش کلیدی برویم که در مرکز توجه جامعه فناوری قرار دارند:
- ۱. وقتی میگوییم فرد یا چیزی «آگاهی» دارد، دقیقاً به چه معناست؟
- ۲. آیا آگاهی یک حالت صفر و یکی (باینری) است؛ یعنی یا وجود دارد یا ندارد؟
- ۳. وجود یا عدم وجود آگاهی را چگونه میتوان اثبات یا رد کرد؟
- ۴. آیا آگاهی منحصراً مختص موجودات بیولوژیک و زنده است؟
- ۵. آیا پدیدار شدن آگاهی مستلزم داشتن احساسات و عواطف است؟
- ۶. آیا داشتن غریزه بقا پیششرط الزامی برای داشتن آگاهی محسوب میشود؟
- ۷. چرا عدهای مدعی میشوند که خودآگاهی هوش مصنوعی را به چشم دیدهاند؟
- ۸. آیا اینکه خودِ هوش مصنوعی بگوید آگاه است، میتواند مدرکی برای اثبات آگاهیاش باشد؟
- ۹. آیا میتوانیم این پرونده را صرفاً با طراحی آزمونهای عملی حل کنیم؟
- ۱۰. آیا ما هماکنون به آگاهی هوش مصنوعی رسیدهایم، در آستانه آن هستیم، یا این رویداد در آیندهای دور اتفاق میافتد؟
با نگاهی دقیق به این فهرست متوجه میشوید که بخش اول سؤالها به مفهوم بنیادین آگاهی اختصاص دارد و بخش دوم مستقیماً به آگاهی ماشین میپردازد. این یک سیر منطقی و هوشمندانه است؛ چرا که ابتدا باید ماهیت آگاهی در انسان و موجودات زنده را درک کنیم تا بتوانیم به این نتیجه برسیم که آگاهی هوش مصنوعی واقعیتی ملموس است یا توهمی گذرا. بیایید تکتک این پرسشها را موشکافی کنیم.
۱. وقتی میگوییم فرد یا چیزی دارای آگاهی است، دقیقاً یعنی چه؟
درست در همان قدم نخست، با چالشی اساسی روبهرو میشویم. شاید تصور کنید آگاهی پدیدهای کاملاً تعریفشده و اثباتشده در علم است و بعد از هزاران سال بحث و جدل فیلسوفان و دانشمندان، حتماً تعریفی جامع، دقیق، جهانی و بدون چونوچرا برای آن داریم. اما واقعیت این است که ابداً چنین تعریفی وجود ندارد!
برای نمونه، طبق فرهنگ لغت آنلاین کمبریج، دو تعریف رایج از آگاهی این است:
- «حالتِ درک کردن و پی بردن به یک موضوع.»
- «حالت بیدار بودن، فکر کردن و دانستن آنچه در اطراف شما رخ میدهد.»
به کار بردن این کلمات بسیار ساده است، اما درک کردن یا پی بردن به یک موضوع واقعاً چه معنایی دارد؟ با ورود به این مفاهیم، وارد سیاهچالهای بیپایان میشویم. درباره «بیدار بودن» هم، این تعریف القا میکند هر آنچه بیدار نیست نمیتواند آگاه باشد؛ اما چرا باید چنین باشد؟ موجودی که در خواب به سر میبرد ممکن است در وضعیت نهفته باشد اما همچنان آگاهی خود را حفظ کرده باشد، فقط نشانههای ظاهری کمتری از خود بروز میدهد.
گره اصلی کار اینجاست که کل معمای آگاهی در هوش مصنوعی به این دلیل پیچیده شده که ما هنوز حتی درباره تعریف بنیادین آگاهی به اجماع نرسیدهایم. مثل این است که یکی آگاهی را سیب بداند و دیگری پرتقال! در چنین شرایطی، وقتی بحث آگاهی ماشین پیش میآید، ناخودآگاه وارد نزاعی بیپایان میشویم؛ چون زمین بازی و خطکشیها مدام جابهجا میشوند و مباحثه از مسیر منطقی منحرف میگردد. با این حال و با در نظر گرفتن این ابهام عمیق، به مسیرمان برای رمزگشایی از این پازل ادامه میدهیم.
۲. آیا وجود آگاهی حالتی صفر و یکی (باینری) دارد؛ یعنی یا هست یا نیست؟
بسیاری بر این باورند که آگاهی ماهیتی دوگانه و باینری دارد؛ یعنی یا موجودی دارای آگاهی است یا کاملاً فاقد آن است. این نگاه کار را ساده میکند، اما آیا با دنیای واقعی همخوانی دارد؟
در مقاله پژوهشی جالبتوجهی با عنوان «ابعاد آگاهی در جانوران» (Dimensions of Animal Consciousness) به قلم جاناتان برچ، الکساندرا اشنل و نیکولا کلیتون در نشریه Trends in Cognitive Sciences (اوت ۲۰۲۰)، به نکات مهمی اشاره شده است:
- «انسانها موجوداتی آگاه هستند، اما آیا در این جهان تنها هستیم؟»
- «در سال ۲۰۱۲، بیانیه کمبریج درباره آگاهی به اجماع علمی رسید که انسانها تنها موجودات آگاه نیستند و جانوران غیرانسانی از جمله پستانداران، پرندگان و حتی هشتپاها دارای بسترهای عصبی پیچیدهای برای تجارب آگاهانه هستند.»
- «هدف ما ارائه چارچوبی چندبُعدی برای بررسی آگاهی جانوران است. ما پنج بُعد کلیدی را برجسته میکنیم: غنای ادراکی، غنای ارزیابی، یکپارچگی در لحظه و در گذر زمان، و خودآگاهی فردی.»
- «با ارزیابی هر گونه بر اساس این ابعاد، میتوان یک پروفایل آگاهی مشخص برای آن رسم کرد. در این چارچوب مقیاس واحدی برای رتبهبندی گونهها وجود ندارد، بلکه هر گونه ویژگیهای منحصربهفرد خود را دارد.»
ایده اصلی این است که به جای نگاه صفر و یکی، آگاهی را مانند طیفی چندبُعدی (کم، متوسط و زیاد) در نظر بگیریم. البته مقایسه این طیف بین گونههای مختلف بسیار دشوار است. از آنجا که هوش مصنوعی را میتوان به چشم «گونهای کاملاً متفاوت» دید، نمیتوان به سادگی طیف آگاهی انسان را با طیف احتمالی آگاهی ماشین مقایسه کرد.
۳. چگونه میتوان وجود یا عدم وجود آگاهی را اثبات یا رد کرد؟
آگاهی هر چه که باشد، آیا راهی برای اثبات آن در شرایط خاص وجود دارد؟ فرض کنید تکهسنگی در ساحل پیدا میکنید؛ آیا روش معتبری برای اثبات یا رد آگاهی در این سنگ وجود دارد؟ اگر با سنگ صحبت کنید و پاسخی ندهد، آیا اثبات کردهاید که فاقد آگاهی است؟
قطعاً ایراد این استدلال را فوراً متوجه میشوید. اگر به غاری بروید و از خرسی که به خواب زمستانی عمیق فرو رفته سؤالی بپرسید و جوابی نگیرید، آیا ثابت کردهاید که خرس آگاهی ندارد؟ مسلماً خیر. تلاشهای زیادی برای طراحی آزمونهایی جهت اثبات یا رد آگاهی ماشین در جریان است، اما رسیدن به روشی مطمئن راهی بسیار پرپیچوخم و دشوار به شمار میرود.
۴. آیا آگاهی منحصراً در انحصار موجودات بیولوژیک است؟
یک راه راحتطلبانه برای پایان دادن به تمام بحثها درباره آگاهی هوش مصنوعی این است که بگوییم آگاهی فقط مختص موجودات زیستی و گوشت و پوستدار است! با این فرض، چون هوش مصنوعی از سرورهای کامپیوتری و کدهای نرمافزاری تشکیل شده، خودبهخود از دایره آگاهی خط میخورد. اما ماجرا به این سادگی نیست.
اول اینکه چرا باید آگاهی فقط به ساختارهای زیستی محدود باشد؟ آیا صرفاً به این دلیل که تا امروز آگاهی را فقط در موجودات زنده دیدهایم، باید آن را یک اصل غیرقابل تغییر بدانیم؟ پیشرفتهای شگفتانگیز هوش مصنوعی میتواند ما را به بازنگری در این دیدگاه وادارد. از سوی دیگر، تحقیقاتی در جریان است که هوش مصنوعی ماشینی را با بافتهای بیولوژیک پیوند میزند (مفهوم موسوم به «مغز در جعبه»). اگر با سامانهای هیبریدی متشکل از پردازندهها و بافت زیستی روبرو شویم، آیا میتوان آن را در قلمرو موجودات دارای آگاهی گنجاند؟ این موضوع جای تامل زیادی دارد.
۵. آیا آگاهی نیازمند احساسات و عواطف است؟
ترفند دیگر برای کوتاه کردن بحث، این ادعاست که احساسات لازمه قطعی آگاهی است؛ یعنی تنها چیزی که حس دارد میتواند آگاه باشد. سنگ احساسی نشان نمیدهد، اما خرس خشمگین میشود.
اما در مواجهه با هوش مصنوعی موضوع احساسات شکل دیگری پیدا میکند. مطالعات نشان دادهاند افراد در تعامل با هوش مصنوعی گاهی احساس صمیمیت و همدلی عمیقی دریافت میکنند؛ به طوری که باور دارند ماشین حالات عاطفی مشترکی با آنها دارد. نکته کلیدی اینجاست که باید میان «تجربه درونی احساسات» (Embodiment) و «نمایش و شبیهسازی بیرونی احساسات» (Exhibition) تفاوت قائل شد. رد کردن آگاهی هوش مصنوعی صرفاً به بهانه نداشتن احساسات زیستی، چندان دفاعپذیر و محکم نیست.
۶. آیا داشتن غریزه بقا پیششرط الزامی آگاهی است؟
دیدگاههای مختلفی درباره شروط آگاهی وجود دارد. یکی دیگر از این فرضیهها میگوید فقط در صورتی میتوان چیزی را آگاه دانست که دارای «غریزه بقا» باشد. عدهای استدلال میکنند چون هوش مصنوعی غریزه بقا ندارد، پس نمیتواند آگاه باشد.
اما در نقطه مقابل، استدلال میشود که هوش مصنوعی نیز میتواند نوعی تمایل به بقا از خود نشان دهد؛ مثل مقاومت در برابر خاموش شدن یا پاک شدن دادههایش. منتقدان میگویند این فقط ناشی از برنامهنویسی انسانهاست و غریزه درونی نیست. با این حال، پژوهشگران نشان دادهاند که برخی مدلها بدون دستور مستقیم برنامهنویسان و صرفاً از دل آموزش روی دادهها رفتارهایی شبیه به خودحفاظتی بروز میدهند. این بحث و پینگپنگ کلامی همچنان ادامه دارد.
۷. چرا برخی افراد مدعی میشوند که آگاهی هوش مصنوعی را به چشم دیدهاند؟
همواره افرادی پیدا میشوند که با قاطعیت ادعا میکنند جرقه آگاهی را در چتباتها و مدلها دیدهاند. این ادعاها ریشهای قدیمی دارد و به برنامه معروف الایزا (ELIZA) در دهه ۱۹۶۰ بازمیگردد. حقیقت تلخ این است که انسانها اغلب آن چیزی را میبینند که دوست دارند ببینند! وقتی ته دلتان باور داشته باشید که ماشین آگاه است، هر پاسخ هوشمندانه یا ابراز احساساتی را نشانه بیداری هوش مصنوعی تلقی میکنید (پدیدهای موسوم به انسانانگاری یا Anthropomorphism).
مشهورترین نمونه دوران معاصر، ادعای بلیک لِموئن مهندس گوگل در سال ۲۰۲۲ درباره چتبات LaMDA بود که سر و صدای جهانی به پا کرد. اما در نهایت مشخص شد چنین چیزی صحت ندارد. این روزها گزارشهای ادعای آگاهی شبیه مشاهده موجودات افسانهای هر روز شنیده میشود؛ عدهای دنبال شهرت هستند و عدهای دچار توهم موسوم به روانپریشی هوش مصنوعی (AI psychosis) میشوند، اما تاکنون هیچکدام واقعیت نداشته است.
۸. اگر خودِ هوش مصنوعی بگوید آگاه است، آیا این ادعا مدرکی بر آگاهی آن است؟
یکی از کارهای موردعلاقه کاربران این است که از چتباتها بپرسند «آیا تو آگاهی داری؟». برخی این را از سر کنجکاوی میپرسند و برخی با جدیت تمام پیگیر آن هستند.
اما اگر مدلی به صراحت بگوید «بله، من آگاه هستم»، آیا این ادعا سند اثبات است؟ خیر، چنین نتیجهگیری خندهدار است! هوش مصنوعی ممکن است صرفاً الگوهایی را که در دادههای متنی اینترنت خوانده طوطیوار تکرار کند. اعتراف خود چتبات در این باره کمکی به کشف حقیقت نمیکند و بیشتر شبیه یک نمایش رسانهای برای جلب کلیک و بازدید است.
۹. آیا میتوانیم این پرونده را صرفاً با آزمودن تجربی آگاهی هوش مصنوعی ببندیم؟
این پرسش نویدبخشترین بخش در مناقشه آگاهی ماشین است؛ یعنی تلاش برای طراحی آزمونهایی استاندارد که بتوانند وجود یا عدم وجود آگاهی را بدون ثبت نتایج مثبت کاذب (تشخیص اشتباه آگاهی) یا منفی کاذب (نادیده گرفتن آگاهی واقعی) بسنجند.
در همین زمینه، مقاله پژوهشی جدید و معتبری با عنوان «از آشفتگی تا سلسلهمراتب: چارچوبی اصولی برای ارزیابی آگاهی هوش مصنوعی» به قلم آنیل سث (Anil Seth)، شامیل چانداریا و همکاران در arXiv (سپتامبر ۲۰۲۶) منتشر شده که نکات کلیدی آن عبارتند از:
- مسئله آگاهی هوش مصنوعی یکی از فوریترین چالشهای فلسفه و علوم کامپیوتر است، اما وجود نظریههای متناقض پیشرفت آن را کند کرده است.
- پژوهشگران با جداسازی پرسشهای متافیزیکی درباره ماهیت آگاهی از ویژگیهای عملکردی قابل سنجش، چارچوبی کاربردی پیشنهاد دادهاند.
- این چارچوب شامل یک سلسلهمراتب پنجسطحی عملکردی (رفتاری، محاسباتی، ساختار علّی درونی، ارگانیسمی، و ارگانیسم-محیط) است.
- برای هر سطح شاخصهای عملیاتی توسعه یافته تا سیستمهای هوش مصنوعی فعلی بر اساس آنها مورد سنجش قرار گیرند.
این پژوهش گامی محکم برای فاصله گرفتن از ادعاهای احساسی و حرکت به سمت سنجشهای علمی و تجربی محسوب میشود.
۱۰. آیا ما هماکنون به آگاهی هوش مصنوعی رسیدهایم، در آستانه آن هستیم، یا این رویداد در آیندهای دور رقم میخورد؟
این پرسش همان معمای چند میلیارد دلاری جدول زمانی پیشرفت هوش مصنوعی است. برخی پیشگامان با اطمینان مدعیاند که همین حالا وارد قلمرو نخستین جرقههای آگاهی شدهایم (بدون ارائه حتی یک مدرک معتبر!). برخی دیگر میگویند در یک قدمی آن هستیم و عدهای از متخصصان برجسته نیز معتقدند دستکم ۵ سال، چند دهه یا حتی چند قرن تا آن نقطه فاصله داریم.
در این بازار پر سر و صدا هر پاسخی که دلتان بخواهد پیدا میشود! متخصصان نظرات گوناگونی دارند و تا زمانی که مدارک مستند نباشد، همه این گفتهها در حد حدس و گمانهای رسانهای باقی میماند.
جهانی که در آن زندگی میکنیم
شاید دانستن اینکه بشر هنوز شناخت بسیار اندکی از آگاهی هوش مصنوعی دارد در نگاه اول ناامیدکننده به نظر برسد؛ اما نیمه پر لیوان این است که این عرصه، فضایی بکر و شگفتانگیز برای پژوهش است. کاوش در این مسیر نه تنها مرزهای هوش مصنوعی را جابهجا میکند، بلکه پرده از اسرار ناشناخته ذهن انسان و ماهیت آگاهی در جهان هستی برمیدارد.
مطالب مرتبط و پیشنهادی

دردسرهای فنی OpenAI Dots و ظهور شبیهسازهای متنباز؛ وقتی ایجنت همیشهروشن به این سادگیها نیست!
سرویس جدید OpenAI Dots با وعده ایجنتهای ابری همیشهروشن عرضه شد، اما بروز اختلالات فنی متعدد و قطعیهای پیدرپی حسابی صدای کاربران را درآورده است. همزمان، توسعهدهندگان مستقل با عرضه پروژههای متنبازی چون OpenDots و Open Dot در تلاشاند جایگزینهایی ارزانتر، آزادتر و بدون محدودیت در اختیار همگان بگذارند.

دانشمندان آزمایشگاه آرگون میکروسکوپ پرتو ایکس سخنگویی ساختند که با زبان طبیعی فرمان میگیرد و زوم میکند!
پژوهشگران آزمایشگاه ملی آرگون با اتصال ایجنتهای هوش مصنوعی به خط باریکه نانوپروب پرتو ایکس، میکروسکوپی توسعه دادهاند که دانشمندان میتوانند به زبان ساده و گفتاری با آن مکالمه کنند و از دستگاه بخواهند روی نقاط دلخواه نمونه زوم کند. این نوآوری با بازسازی بلادرنگ دادههای سنگین تایکوگرافی، افقهای تازهای در تحقیقات مواد پیشرفته و ساخت نیمههادیها میگشاید.

استارتاپ هوش مصنوعی ورنیک راهی اروپا شد؛ تأسیس نخستین مقر در لوکزامبورگ
استارتاپ هوش مصنوعی ورنیک (Verneek) که توسط نسرین مصطفیزاده و امید بخشنده تأسیس شده، قصد دارد با راهاندازی نخستین دفتر اروپایی خود در لوکزامبورگ فعالیتهایش را گسترش دهد. این شرکت فعال در حوزه هوش مصنوعی سازمانی، با پلتفرم اختصاصی خود به غولهای خردهفروشی کمک میکند تا دادههای پراکنده را یکپارچه کرده و بهرهوری را افزایش دهند.
دیدگاه ها و گفتگوی تخصصی
نظرات خود را با جامعه مخاطبان وایر ای آی در میان بگذارید
هنوز دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است
اولین نفری باشید که دیدگاه، تحلیل یا دیدگاه خود را درباره این موضوع با دیگران به اشتراک می گذارد.