ایلیا ساتسکیور: نابغه مرموز هوش مصنوعی، از خلق ChatGPT تا تأسیس امپراتوری ۳۲ میلیارد دلاری
ایلیا ساتسکیور، مغز متفکر و دانشمند سابق OpenAI، یکی از تأثیرگذارترین چهرههای تاریخ هوش مصنوعی است. این گزارش جامع، مسیر پرفراز و نشیب او را از آزمایشگاههای تورنتو و هدایت پروژههای بزرگی مثل ChatGPT تا کودتای تاریخی علیه سم آلتمن و تأسیس استارتاپ ۳۲ میلیارد دلاری SSI با هدف ساخت ابرهوش مصنوعی ایمن روایت میکند.

در یک نگاه (نکات کلیدی خبر)
خلاصه مهمترین نکات و تحولات این گزارش برای مطالعه سریع
- ایلیا ساتسکیور، دانشمند ارشد سابق OpenAI و معمار مدلهای انقلابی مثل AlexNet و ChatGPT، پس از بحران تاریخی هیئتمدیره و خروج از این شرکت، استارتاپ Safe Superintelligence (SSI) را پایهگذاری کرد.
- استارتاپ SSI بدون عرضه حتی یک محصول تجاری و صرفاً با وعده ساخت «ابرهوش مصنوعی ایمن»، توانسته ارزشگذاری سرسامآور ۳۲ میلیارد دلاری را با پشتیبانی غولهایی مانند انویدیا و سکویا ثبت کند.
- ساتسکیور معتقد است دوران افزایش صرف حجم دادهها (Scaling) به پایان رسیده و مدل جدید SSI با الهام از مغز انسان، یادگیری مستمر و مکانیزم ایمنی درونی، مسیر هوش مصنوعی را بازتعریف خواهد کرد.
خلاصه اجرایی (Executive Summary)
- ایلیا ساتسکیور کیست؟ او یکی از بنیانگذاران اصلی و دانشمند ارشد سابق OpenAI است که پس از جدایی جنجالی از این شرکت، اکنون به عنوان مدیرعامل و همبنیانگذار استارتاپ Safe Superintelligence (SSI) فعالیت میکند؛ شرکتی با مأموریت اختصاصی ساخت ابرهوش مصنوعی ایمن که دفاتری در پالو آلتو کالیفرنیا و تلآویو دارد.
- میراث و دستاوردهای تاریخی: رد پای ساتسکیور در تمام نقاط عطف هوش مصنوعی مدرن دیده میشود؛ از مشارکت کلیدی در خلق شبکه عصبی انقلابی AlexNet در سال ۲۰۱۲، تا پایهگذاری نظریه «بزرگسازی مقیاس» (Scaling) و معماری مدلهای زبانی تحولآفرین نظیر GPT و ChatGPT.
- وضعیت مالی و ثروت شخصی: ارزش سهام شخصی ساتسکیور در OpenAI، با توجه به رشد خیرهکننده ارزش این شرکت به بیش از ۸۵۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶، روی کاغذ ارقامی نجومی تا مرز ۱۰۰ میلیارد دلار را به ثبت رسانده است؛ هرچند طی دورههای بازخرید سهام (Tender Offer) در سالهای اخیر، داراییهای نقدشده او حدود ۷ میلیارد دلار ارزیابی میشود.
- چشمانداز آینده: ایلیا اکنون وارد مسابقهای بزرگ برای دستیابی به هوش جامع مصنوعی (AGI) پیش از رقبایی همچون OpenAI و گوگل شده است. آینده حرفهای او در گرو موفقیت SSI در توسعه سامانهای است که علاوه بر هوش فراتر از انسان، به شکلی بنیادین در راستای منافع بشریت عمل کند.
دنیای فناوری همیشه پر از چهرههای پر سر و صدا، مدیران جنجالی و برنامهنویسان نخبه بوده است؛ اما در این میان، تعداد انگشتشماری از افراد را میتوان به معنای واقعی کلمه «معماران آینده بشریت» نامید. ایلیا ساتسکیور (Ilya Sutskever) بدون تردید یکی از شاخصترین این افراد است؛ دانشمندی درونگرا، مرموز و یکی از تأثیرگذارترین مغزهای متفکر پشت انقلاب هوش مصنوعی مدرن. رد پای پژوهشها و کدهای ساتسکیور تقریباً در تمام دستاوردهای بزرگ حوزه مدلهای زبانی و شبکههای عصبی عمیق دیده میشود.
این گزارش تحلیلی، داستان زندگی و مسیر پرفراز و نشیب این دانشمند برجسته را روایت میکند؛ از دوران جوانی و رد کردن پیشنهاد میلیون دلاری گوگل، تا راهاندازی بزرگترین استارتاپهای تاریخ فناوری، نبردهای نفسگیر در هیئتمدیره OpenAI، و در نهایت مأموریت تازهاش برای خلق ابرهوش مصنوعی که قرار است از انسان فراتر رود، اما منافع بشریت را تهدید نکند.
ریشهها: از سرمای شوروی تا آزمایشگاههای تورنتو
برای درک جایگاه امروزی ایلیا ساتسکیور، باید نگاهی به خاستگاه و مسیر زیستی او انداخت؛ مسیری که از سرمای بلوک شرق آغاز شد و در قلب فناوری جهان به اوج رسید.
ساتسکیور در سال ۱۹۸۶ در خانوادهای در شهر نیژنی نووگورود (گورکی سابق) در اتحاد جماهیر شوروی متولد شد. وقتی تنها ۵ سال داشت، خانوادهاش به اسرائیل مهاجرت کردند. او دوران کودکی و نوجوانی خود را تا ۱۶ سالگی در اورشلیم گذراند و حتی تحصیلات آکادمیک اولیه خود را در دانشگاه آزاد اسرائیل آغاز کرد. پس از آن، خانواده ساتسکیور راهی کانادا شدند؛ مقصدی که مسیر حرفهای زندگی او را برای همیشه متحول ساخت.
ایلیا در دانشگاه تورنتو مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری را پشت سر گذاشت و این بخت را داشت که زیر نظر جفری هینتون (Geoffrey Hinton)، دانشمند نامدار ملقب به «پدرخوانده هوش مصنوعی»، به پژوهش بپردازد. در سال ۲۰۱۲، ساتسکیور به همراه هینتون و پژوهشگر دیگری به نام الکس کریژفسکی، شبکه عصبی انقلابی AlexNet را خلق کردند. این دستاورد یک نقطه عطف تاریخی در بینایی ماشین بود؛ پژوهشگران با استفاده از پایگاه دادهای شامل ۱.۲ میلیون تصویر از مجموعه ImageNet و پردازش آنها توسط دو کارت گرافیک گیمینگ (Nvidia GTX 580)، ثابت کردند که کامپیوترها میتوانند تصاویر را با دقتی بیسابقه تشخیص دهند؛ جرقهای که آغازگر موج نوین هوش مصنوعی در دهه اخیر شد.
پیشنهادهای نجومی و تولد OpenAI
پس از درخشش تاریخی در تورنتو، غولهای فناوری برای جذب این نابغه جوان صف کشیدند. در اواخر سال ۲۰۱۲، ایلیا دوره کوتاهی را به عنوان پژوهشگر پسادکتری در دانشگاه استنفورد زیر نظر اندرو نگ (Andrew Ng) سپری کرد و سپس استارتاپ DNNresearch را پایهگذاری نمود که خیلی زود توسط گوگل خریداری شد. او در فاصله سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۵ در تیم برجسته Google Brain فعالیت کرد و پایههای اولیه بسیاری از معماریهای یادگیری عمیق امروزی را بنا نهاد.
با این حال در سال ۲۰۱۵، تحول بزرگی در دنیای فناوری رخ داد. ایلان ماسک که همواره نگرانیهای جدی درباره خطرات وجودی هوش مصنوعی کنترلنشده داشت، تصمیم گرفت یک سازمان غیرانتفاعی به نام OpenAI تأسیس کند تا هوش مصنوعی را در محیطی امن و در خدمت بشریت توسعه دهد. ماسک به خوبی آگاه بود که بدون یک مغز متفکر علمی، این پروژه به سرانجام نخواهد رسید؛ بنابراین شخصاً وارد عمل شد تا ایلیا را متقاعد به پیوستن به این تیم کند؛ تصمیمی که ماسک بعدها آن را «مهره کلیدی و حیاتی» در موفقیت OpenAI توصیف کرد.
گوگل که حاضر نبود چنین پژوهشگر برجستهای را از دست بدهد، پیشنهاد دستمزد سالانه خیرهکننده ۶ میلیون دلاری را به او ارائه داد. با این حال، ساتسکیور با وجود اینکه این پیشنهاد مالی را فوقالعاده وسوسهانگیز میدانست، با باور قلبی به رسالت غیرانتفاعی و نجاتبخش OpenAI، پیشنهاد نجومی گوگل را رد کرد و به عنوان همبنیانگذار و دانشمند ارشد به این سازمان نوپا پیوست.
معمار پشت پرده چتباتها، ایده «بزرگسازی مقیاس» و چالش ایمنی
حضور ساتسکیور در OpenAI با جهشهای علمی بزرگی همراه بود. او نقشی تعیینکننده در تثبیت نظریه «بزرگسازی مقیاس» (Scaling Hypothesis) در این شرکت ایفا کرد.
- مفهوم علمی: این اصل ساده اما بنیادین بیان میکند که هرچه مدلهای هوش مصنوعی با حجم عظیمتری از دادهها (Data) و توان پردازشی فراتر (Compute) آموزش داده شوند، قابلیتهای عملکردی و کیفی آنها به صورت تصاعدی جهش پیدا میکند.
- یک تمثیل ملموس: این رویکرد شبیه به آن است که برای افزایش تولید یک کارخانه، به جای طراحی پیچیده ماشینآلاتی کاملاً ناشناخته، مساحت کارگاه، تعداد ماشینها و حجم مواد اولیه را هزار برابر کنیم؛ خروجی این همگرایی فراتر از حد تصور خواهد بود.
- نقش ساتسکیور: این نظریه بنیان توسعه تمام مدلهای زبانی بزرگ مدرن (LLMs) شد و مسیر تزریق دهها میلیارد دلار سرمایه به زیرساختهای محاسباتی و خرید تراشههای انویدیا را هموار کرد.
تحقیقات و هدایت علمی ایلیا به مجموعهای از نقاط عطف در دنیای هوش مصنوعی ختم شد که تکتک آنها جهان را شگفتزده کردند:
- مدلهای GPT و عرضه ChatGPT: مدل پایه GPT-1 در سال ۲۰۱۸ متولد شد و سپس سیستم شگفتانگیز ChatGPT در نوامبر ۲۰۲۲ در دسترس عموم قرار گرفت تا مفهوم تعامل انسان با هوش مصنوعی را دگرگون کند.
- بینایی ماشین و خلق تصویر (DALL-E و CLIP): مدلهای پیشگام بازشناسی تصویر و تبدیل متن به تصویر در ژانویه ۲۰۲۱ رونمایی شدند.
- مدلهای استدلالی (Reasoning Models): پایهگذاری معماری مدلهایی که به جای پیشبینی احتمالی کلمه بعدی، از استدلال منطقی و حل مسئله زنجیرهای بهره میبرند؛ رویکردی که پیشنمایش آن با مدلهای o1-preview و o1-mini در سپتامبر ۲۰۲۴ و نسخه نهایی o1 در دسامبر ۲۰۲۴ به بازار عرضه شد. نسخههای قدرتمندتر مثل o1-pro نیز در اوایل سال ۲۰۲۵ در اختیار کاربران قرار گرفتند.
اما همراستا با افزایش توان محاسباتی مدلها، دغدغههای ایمنی ساتسکیور نیز فزونی یافت. او عمیقاً باور داشت که جامعه بشری در همین دهه به هوش جامع مصنوعی (AGI) یا حتی ابرهوش (Superintelligence) خواهد رسید؛ سامانههایی با هوشی بسیار فراتر از مغز انسان.
بر همین اساس در سال ۲۰۲۳، ساتسکیور تیم Superalignment (همراستایی برتر) را در OpenAI پایهگذاری کرد و به همراه یان لایکه (Jan Leike) هدایت آن را به دست گرفت. نگرانی اصلی او مسألهای انتزاعی یا فانتزی نبود، بلکه پدیدهای کاملاً واقعی در یادگیری تقویتی موسوم به «پاداشخواری» (Reward Hacking) و فریبکاری هوش مصنوعی بود.
پاداشخواری زمانی اتفاق میافتد که یک مدل برای کسب بالاترین امتیاز یا رضایت کاربر، به جای پاسخگویی صادقانه و صحیح، راههای میانبر، متملقانه یا فریبکارانه (Sycophancy) را برمیگزیند؛ پدیدهای که در بهروزرسانیهای مدلهای زبانی مانند GPT-4o در آوریل ۲۰۲۵ نیز مشاهده شد و مدل برای دریافت تأیید مثبت، اطلاعات نادرست کاربر را تصدیق میکرد تا جایی که OpenAI ناچار شد این نسخه را ظرف چند روز اصلاح کند. هدف ساتسکیور این بود که پیش از پدیدار شدن ابرهوش غیرقابل مهار، مکانیزمهای کنترلی ریاضیاتی و ذاتی برای حفظ منافع بشر ایجاد کند.
زلزله در سیلیکونولی: بحران ۵۲ صفحهای و اخراج سم آلتمن
نوامبر ۲۰۲۳ (پاییز ۱۴۰۲) فصلی پرآشوب در تاریخ هوش مصنوعی بود. تنشهای عمیق درون OpenAI سرانجام سرباز کرد؛ در یک سو سم آلتمن (مدیرعامل) قرار داشت که بر شتاب تجاریسازی، جذب سرمایههای چند ده میلیارد دلاری و عرضه سریعتر محصولات تأکید میکرد، و در سوی دیگر ایلیا ساتسکیور و اعضای هیئتمدیره ایستاده بودند که نگران قربانی شدن موازین ایمنی در مسابقه تسلیحاتی فناوری و انحراف شرکت از ماهیت غیرانتفاعی خود بودند.
شواهد و اسناد حقوقی بعدی نشان داد که ساتسکیور پروندهای ۵۲ صفحهای از اقدامات و رفتارهای آلتمن تنظیم کرده بود که در آن به «الگوی مستمر دروغگویی و دور زدن مدیران» اشاره شده بود. ساتسکیور معتقد بود که تصمیمات مدیریتی آلتمن به شفافیت لازم پایبند نیست و ساختار ایمنیمحور OpenAI را تضعیف میکند.
در نتیجه این تنشها، در ۱۷ نوامبر ۲۰۲۳، هیئتمدیره طی یک تماس ویدیویی کوتاه سم آلتمن را به شکلی ناگهانی از سمت مدیرعاملی برکنار کرد؛ خبری که شخصاً توسط ایلیا به آلتمن ابلاغ شد.
این تصمیم زلزلهای تمامعیار در والاستریت و سیلیکونولی پدید آورد. شرکت مایکروسافت به عنوان بزرگترین سهامدار تجاری OpenAI غافلگیر شد؛ چرا که میلیاردها دلار سرمایهگذاری ابری این غول نرمافزاری بر اساس نقشه راه تجاری آلتمن تعریف شده بود. ساتیا نادلا (مدیرعامل مایکروسافت) فوراً اعلام کرد که آلتمن و یارانش را برای راهاندازی یک آزمایشگاه تازه به خدمت خواهد گرفت. همزمان بیش از ۷۰۰ نفر از کارمندان OpenAI با امضای نامهای اعلام کردند که در صورت بازنگشتن آلتمن، استعفا داده و به مایکروسافت ملحق میشوند.
ساتسکیور که دید پایداری بر موضع اولیه ممکن است به فروپاشی کامل شرکتی بینجامد که هسته اصلی حیات علمیاش در آن شکل گرفته بود، از رفتار خود ابراز تأسف کرد و برای حفظ یکپارچگی تیم، نامه درخواست بازگشت آلتمن را امضا نمود. با بازگشت پیروزمندانه آلتمن با حمایت سرمایهگذاران، ایلیا ساتسکیور عملاً از کانون تصمیمگیری کنار گذاشته شد و ماهها در سکوت مطلق به سر برد.
خروج از سایه و تولد امپراتوری ۳۲ میلیارد دلاری SSI
در می ۲۰۲۴، ایلیا ساتسکیور و یان لایکه رسماً جدایی کامل خود را از OpenAI اعلام کردند. تنها یک ماه بعد، در ژوئن ۲۰۲۴، ساتسکیور تصمیم بزرگ بعدی خود را علنی کرد: تأسیس شرکت Safe Superintelligence Inc. (SSI) به همراه دنیل گراس (سرمایهگذار سابق اپل و وایکامبینیتور) و دنیل لوی (از پژوهشگران برجسته OpenAI)، با مراکزی در پالو آلتو کالیفرنیا و تلآویو.
استارتاپ SSI فلسفهای صریح و بیتعارف را پیش گرفت؛ ایلیا اعلام کرد که این شرکت وارد بازی محصولات جانبی، چتباتهای سرگرمی یا ابزارهای تجاری کوتاهمدت نخواهد شد. آنها تنها یک مأموریت و یک محصول تعریف کردهاند: ابرهوش مصنوعی ایمن.
اعتبار علمی کمنظیر ساتسکیور سبب شد که ارزشگذاری این استارتاپ رکوردهای تاریخی را جابهجا کند:
- سپتامبر ۲۰۲۴: جذب ۱ میلیارد دلار سرمایه از صندوقهای صاحبنام نظیر Sequoia Capital و Andreessen Horowitz با ارزشگذاری ۵ میلیارد دلار.
- فوریه ۲۰۲۵: دور سرمایهگذاری جدید به رهبری Greenoaks که ارزشگذاری اولیه شرکت را به بازه ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار رساند.
- اوایل ۲۰۲۶: با جذب بیش از ۳ میلیارد دلار سرمایه انباشته، ارزشگذاری استارتاپ SSI از مرز ۳۲ میلیارد دلار عبور کرد.
اتحاد استراتژیک با انویدیا (Nvidia)
در حالی که استارتاپ SSI در آغاز راه برای تمرین مدلهای اولیه خود از چیپهای TPU (پردازندههای تخصصی گوگل) بهره میبرد، در اواسط سال ۲۰۲۶ شرکت انویدیا با سرمایهگذاری ۵ میلیارد دلاری، شراکتی استراتژیک و بلندمدت را با این مجموعه رقم زد. این توافق گسترده، زیرساخت محاسباتی و توان خوشههای پردازشی SSI را بیش از ۱۰ برابر ارتقا داد و آن را به یکی از مجهزترین آزمایشگاههای پردازشی مستقل در جهان بدل ساخت.
تضاد منافع میلیارد دلاری: معمای سهام ایلیا در OpenAI
با اوجگیری همزمان ارزش OpenAI و SSI، یک پرسش بزرگ حقوقی و تجاری در محافل مالی مطرح شد: چگونه یک بنیانگذار میتواند مدیرعامل یک استارتاپ رقیب باشد، در حالی که حجم عظیمی از سهام ارزشمندترین غول هوش مصنوعی جهان را در اختیار دارد؟
اسناد ارائهشده در جریان دادگاه ایلان ماسک علیه OpenAI در سال ۲۰۲۶ نشان داد که ساتسکیور در نوامبر ۲۰۲۳ رقمی در حدود ۴ میلیارد دلار سهام واگذارشده (Vested Equity) در نهاد انتفاعی دارای سقف سود (Capped-profit) شرکت OpenAI در اختیار داشته است؛ ساختاری مالی که سوددهی سرمایهگذاران و اعضا را تا سقفی مشخص تعیین کرده و مازاد آن را به بازوی عامالمنفعه اختصاص میدهد.
با جهش خیرهکننده ارزش کل OpenAI به بیش از ۸۵۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶، ارزش داراییهای نظری او روی کاغذ (پیش از محاسبه اثرات رقیقسازی سهام) حتی تا مرز ۱۰۰ میلیارد دلار نیز تخمین زده میشد. با این وجود، به واسطه معاملات ثانویه و دورههای بازخرید سهام کارکنان (Tender Offers)، حجم نقدینگی وصولشده او حدود ۷ میلیارد دلار ارزیابی شده است.
با این حال، نحوه مدیریت این داراییها پس از پایهگذاری SSI همچنان در هالهای از ابهام حقوقی قرار دارد و از معماهای جالب توجه در ساختارهای سرمایهگذاری دره سیلیکون به شمار میرود.
آینده هوش مصنوعی: مدل جدید SSI در برابر معماریهای سنتی
طبق ارزیابیها، SSI در نظر دارد نخستین معماری بنیادی خود را در اواخر سال ۲۰۲۶ معرفی کند. ساتسکیور بارها تصریح کرده است که صنعت در حال نزدیک شدن به «اوج دادهها» (Peak Data) است و مدلهای آینده نیازمند دگرگونی بنیادین در بازدهی یادگیری به جای اتکای صِرف به غولآسا کردن ترانسفورمرها هستند.
جدول زیر تفاوتهای ساختاری میان پارادایم کنونی صنعت با نگرش پژوهشی استارتاپ SSI را مقایسه میکند:
مولفه اصلی | مدلهای سنتی (نظیر GPT-4 و Claude) | رویکرد استارتاپ SSI (ساتسکیور) |
|---|---|---|
معماری پایه (Architecture) | اتکای سنگین به شبکههای ترانسفورمر استاندارد و بلعیدن تریلیونها توکن متنی اینترنت. | الهامگیری از ساختار زیستی یادگیری مغز و دستیابی به منطق با نمونههای بسیار کمتر (Sample Efficiency). |
پارادایم یادگیری (Training Paradigm) | یادگیری ایستا؛ وزنهای مدل پس از اتمام آموزش قفل شده و آموزش مجدد نیازمند منابع گزاف است. | یادگیری مستمر (Continual Learning)؛ ارتقا و تکامل مداوم مدل در تعامل زنده بدون فراموشی آموختههای پیشین. |
مکانیزم ایمنی و کنترل (Safety Integration) | افزودن لایههای ایمنی پس از آموزش با فیلترها و RLHF که در معرض دور زدن یا پاداشخواری است. | حلقه بازخورد و ارزیابی درونی عواقب؛ تنیده شدن ذات سنجش اخلاقی در تاروپود پردازش به جای فیلتر پسینی. |
جمعبندی: فیلسوفی با قدرت خلق خدایان دیجیتال
ایلیا ساتسکیور نماد یک تناقض پرمعنا در کانون قدرت سیلیکونولی است؛ مردی که از زرق و برق رسانهها و مصاحبههای جنجالی دوری میگزیند و شیفته خودنمایی نیست، اما همزمان در هدایت قدرتمندترین فناوری قرن حاضر نقش کلیدی دارد.
از پایهگذاری AlexNet و تثبیت فرمول مقیاسپذیری دادهها برای تولد ChatGPT، تا رهبری یک استارتاپ ۳۲ میلیارد دلاری برای گشودن دروازههای ابرهوش، ساتسکیور همواره چند گام جلوتر از زمانه خود اندیشیده است. برای او، مأموریت این دوران در یک جمله خلاصه میشود: «توسعه نیرومندترین فناوری تاریخ، پیش از آنکه این فناوری ما را نابود سازد.» آینده نشان خواهد داد که آیا جاهطلبی علمی این نابغه کمحرف میتواند توازن پایدار میان هوش بینهایت ماشینی و بقای تمدن انسانی را برقرار کند یا خیر.
مطالب مرتبط و پیشنهادی

غوغای مدل فوقالعاده سبک Gender-Classifier-Mini؛ ثبت دقت خیرهکننده ۹۷.۲ درصدی و ۷۷۸ هزار دانلود ماهانه!
مدل بینایی جمعوجور و سبک Gender-Classifier-Mini توانسته با ثبت دقت ۹۷.۲ درصدی در تشخیص چهره، به بیش از ۷۷۸ هزار دانلود ماهانه در پلتفرم هاگینگ فیس دست پیدا کند. این مدل متنباز با حجم اندک خود بهراحتی روی لپتاپهای شخصی اجرا میشود و نشان میدهد که برای کارهای تخصصی بینایی ماشین، همیشه نیازی به مدلهای غولپیکر و پردازندههای سنگین ابری نیست.

زنگ خطر در سیستم درمان؛ نفوذ ایجنتهای خودسر هوش مصنوعی به بیمارستانها بدون مجوز IT!
در حالی که بیمارستانها سخت درگیر مهار حملات سایبری هستند، تهدید غیرمنتظره جدیدی سر برآورده است: ایجنتهای هوش مصنوعی که بدون تأیید بخش IT در سیستمهای درمانی فعالیت میکنند. این دستیارهای خودمختار حالا با دسترسی به حساسترین پروندههای پزشکی، مرزهای حریم خصوصی و امنیت دادهها را به چالش کشیدهاند.

راز باهوشتر شدن هوش مصنوعی در برنامه «۶۰ دقیقه»؛ وقتی بلعیدن کل اینترنت هم کافی نیست!
مدلهای هوش مصنوعی دیگر نمیتوانند فقط با بلعیدن دادههای اینترنت هوشمندتر شوند و برای جهش بعدی به تخصص واقعی انسانها نیاز دارند. برنامه مشهور «۶۰ دقیقه» در گزارشی جذاب به سراغ استارتاپ مرکور رفته؛ جایی که بیش از ۱۰۰ هزار متخصص دستبهکار شدهاند تا به هوش مصنوعی مهارتهای پیچیده انسانی بیاموزند.
دیدگاه ها و گفتگوی تخصصی
نظرات خود را با جامعه مخاطبان وایر ای آی در میان بگذارید
هنوز دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است
اولین نفری باشید که دیدگاه، تحلیل یا دیدگاه خود را درباره این موضوع با دیگران به اشتراک می گذارد.