شهردار نیویورک: خطرات هوش مصنوعی برای مردم است و سود سرشار آن برای غولهای فناوری
زهران ممدانی، شهردار نیویورک، در گفتگویی تفصیلی با انتقاد از مصرف سرسامآور انرژی توسط دیتاسنترهای هوش مصنوعی، نسبت به حباب مالی این حوزه و شباهت آن به بحران مسکن هشدار داد. او با دفاع از ممنوعیت استفاده از هوش مصنوعی مولد در مدارس، خواستار شفافیت مصرف انرژی و مهار وعدههای فریبنده فناوری شد.

در یک نگاه (نکات کلیدی خبر)
خلاصه مهمترین نکات و تحولات این گزارش برای مطالعه سریع
- شهردار نیویورک با هشدار درباره مصرف چشمگیر برق توسط دیتاسنترها اعلام کرد توسعه کنونی هوش مصنوعی خطرات را بر دوش مردم میگذارد و سودش را به شرکتهای فناوری میرساند.
- شهر نیویورک استفاده از هوش مصنوعی مولد را در مدارس از مقطع مهدکودک تا پایه هشتم ممنوع کرده است تا دانشآموزان به موش آزمایشگاهی شرکتهای تجاری تبدیل نشوند.
- ممدانی وضعیت فعلی سرمایهگذاری در هوش مصنوعی را به حباب مسکن تشبیه کرد و خواستار تصویب قوانین بازدارنده علیه تصاویر ساختگی املاک و چتباتهای گمراهکننده شد.
اگر گمان میکنید سال پرماجرایی را از سر گذراندهاید، تصور کنید زهران ممدانی، شهردار نیویورک، چه حسوحالی دارد.
د اکتبر سال ۲۰۲۵، چند هفته پیش از پیروزی تاریخی در انتخابات، گفتگویی با زهران ممدانی در دفتر کارزار انتخاباتیاش انجام شد. شور و انرژی او در آن روز کاملاً محسوس بود؛ چهرهای که در عرض چند ماه از فردی گمنام به پیشتاز رقابت شهرداری تبدیل شد و موفقیتی سیاسی و شگفتانگیز رقم زد. بخشی از این موفقیت به پیام او مربوط میشد که مستقیماً بر مهار هزینههای زندگی و حمایت از طبقه کارگر تمرکز داشت. با این حال، بخش بزرگی از موفقیت کارزار ممدانی حاصل شیوه انتقال این پیام بود؛ یعنی تسلط کمنظیر بر شبکههای اجتماعی، آنهم در شرایطی که دیگر سیاستمداران آمریکایی گویی هنوز در حال یادگیری باز کردن اینستاگرام بودند.
ممدانی که در آن زمان در آستانه ۳۴ سالگی بود، انرژی سرشار و مغناطیسی عجیبی از خود بروز میداد. حضور او فضایی پرشور میساخت و در عکاسی خیابانی پس از گفتگو در منهتن، عابران را مثل آهنربا به سوی خود جذب میکرد. شهروندان نیویورک با هیاهو و فریادهای شادمانه نامزدی را تشویق میکردند که گویی یکشبه، فضای ملالآور سیاست محلی را به انقلابی فرهنگی بدل کرده بود.
یک سال پس از آن روزها، شور و هیجان ممدانی همچنان باقی است، هرچند شاید کمی رنگ خستگی به خود گرفته باشد؛ چراکه چالشهای روزمره مدیریت شهری بههیچوجه هیجان سریع و طوفانی یک کارزار انتخاباتی را ندارد. گذشته از این، ممدانی با توجه به نفوذ گسترده آنلاین خود، اکنون کانون مباحث دوقطبی و داغ سیاسی شده است؛ از مسائل خاورمیانه گرفته تا جریان سوسیالیستهای دموکرات آمریکا. با وجود این، او همچنان نماد امیدی سیاسی برای میلیونها نفر در سراسر کشور و حتی جهان بهشمار میرود.
میزان رضایت از عملکرد ممدانی در میان رایدهندگان نیویورکی به رقم شگفتانگیز ۶۹ درصد میرسد و او به یکی از تأثیرگذارترین چهرههای جناح چپ آمریکا تبدیل شده است؛ هرچند سرسختترین منتقدانش او را رادیکالی خطرناک توصیف میکنند که تفکراتش اساس مدیریت شهری را تهدید میکند.
در گفتگویی تفصیلی در ساختمان شهرداری نیویورک، این شهردار جوان از تجربیات دهماهه خود در مسند مدیریت، استفاده از شبکههای اجتماعی بهعنوان ابزاری برای حکمرانی، و موضعگیریاش درباره مهمترین چالشهای آمریکاییها در انتخابات میاندورهای سخن گفت. ممدانی شاید خسته به نظر برسد؛ خودش با صدایی گرفته اذعان کرد که «روزی طولانی» را پشت سر گذاشته است، اما شهرداری که با فضای وب پیوند خورده، اکنون آزادی عمل و جسارت بیشتری برای بیان صریح دیدگاههایش یافته است. کسب قدرت و بهکارگیری موثر آن، دو مقوله کاملاً متفاوت هستند؛ و در حال حاضر، اهرم قدرت دقیقاً در دستان زهران ممدانی قرار دارد.

تقریباً در همین ایام سال گذشته بود که در دفتر کارزار انتخاباتی با شما گفتگو کردم. دو دلیل در یادم مانده است؛ نخست اینکه درست پیش از انتخابات بود و دوم اینکه تولدتان نزدیک بود. این موضوع همین آخر هفته در ذهنم تداعی شد، زیرا شنبه در سانست پارک (Sunset Park) بودم؛ بوستانی در بروکلین که شاید زیباترین پارک نیویورک باشد و گمان میکنم شما هم موافق باشید. همانجا دیدم که اطرافیان برایتان آهنگ «تولدت مبارک» میخواندند. من ملحق نشدم و به راهم ادامه دادم، با خود گفتم بهزودی با او دیدار خواهم کرد.
زهران ممدانی: با خودم میگفتم: «آن بانویی که با بقیه همخوانی نمیکند کیست؟»
بله، همان خانمی با فرزند پرانرژی نهساله که مادرش مدام میگفت: «نه، باید به راهمان ادامه بدهیم.» آن من بودم.
زهران ممدانی: جالب شد، نمیدانستم.
آیا احساس میکنید یک سال بزرگتر شدهاید؟ سال گذشته از زندگی شما چگونه گذشت؟
زهران ممدانی: سال واقعاً باورنکردنی و شگفتانگیزی بود؛ شاید متحولکنندهترین سال زندگیام از نظر تفاوت میان شرایط قبلی و موقعیت کنونیام. بخش اعظم این سال صرف این شد که افتخار داشتن جذابترین شغل جهان را داشته باشم؛ هدایت این کلانشهر و رسیدن به ۳۵ سالگی.
۳۵ سالگی.
۳۵ سالگی.
۳۵ سالگی.
بله، ۳۵ سالگی.
درون خود احساس چند سالگی دارید؟
زهران ممدانی: فکر میکنم همان ۳۵ سال. نکته جالبی است؛ چون در حلقه دوستانم، این سنی است که انبوهی از پرسشهای بنیادین زندگی را با خود بههمراه میآورد، اما در حرفه من، اغلب افراد بهمراتب از من مسنترند و در نتیجه مفهوم سن و سال چندان در این فضای کاری موضوعیت پیدا نمیکند.
آیا هیچوقت حس کردهاید که سن کم شما مانعی در دنیای سیاست است؟
زهران ممدانی: خیر. وقتی در جریان مجمع عمومی سازمان ملل با لولا داسیلوا، رئیسجمهور برزیل، دیدار کردم، او از جوانی من بسیار به وجد آمد. [میخندد] مدام تکرار میکرد: «چقدر جوان!» تصور نمیکنم سن و سال مانعی باشد؛ اتفاقاً عاملی بوده که هم امیدها و هم بدعهدیهای عالم سیاست را برایم روشن ساخته است.
۳۵ ساله بودن یعنی شما در کوران بحران مسکن قد کشیدهاید، در دوران جنگ عراق بزرگ شدهاید و رویدادهایی را از سر گذراندهاید که سیمای سیاست چند دهه اخیر کشور را شکل دادهاند. اینها برهههای سازندهای در زندگی من و بسیاری از همنسلانم بودهاند. معضل اینجاست که در اغلب موارد، سیاست به دست کسانی رقم میخورد که این بحرانها برایشان صرفاً مسائلی مربوط به دیگران بوده است، نه رخدادهایی که تمام زندگیشان را احاطه کرده باشد.
سال گذشته زمان زیادی را به صحبت درباره شبکههای اجتماعی و نحوه استفاده کارزار انتخاباتیتان از آن اختصاص دادیم؛ تا جایی که شما پیش از پیروزی در انتخابات، «شهردار اینترنت» نامیده شدید. این پیشبینی نوعی قمار بود، اما شانس موفقیت شما بالا به نظر میرسید...
زهران ممدانی: البته بدون حمایت مالی پلتفرم پیشبینی و شرطبندی Kalshi!
قطعاً همینطور است. آن زمان گفتید هدفتان این نیست که صرفاً در شبکههای اجتماعی بهتر از سایر نامزدها عمل کنید، بلکه میخواستید «نبض این رسانه» را به دست بگیرید. هنوز هم همان مسیر را ادامه میدهید. اکنون نگاه شما به شبکههای اجتماعی بهعنوان ابزار حکمرانی، در مقایسه با ابزار کارزار انتخاباتی، چیست؟
زهران ممدانی: وجه اشتراک این دو حالت در آن است که باید همواره درک کنید بسیاری از اهالی نیویورک، جهان را از همین دریچه میبینند و با آن تعامل میکنند. شبکههای اجتماعی رسانهای در کنار سایر رسانههاست که باید با همان مشروعیت و احترامِ رسانههای سنتی با آن برخورد شود. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که اگر هدف شما ارتباط با حداکثر شهروندان برای معرفی طرحها و سیاستهای سودمندی است که به نفع آنها رونمایی میشود، وظیفه دارید از هر شیوه ارتباطی قابل تصوری استفاده کنید.

شبکههای اجتماعی به ما این امکان را میدهند که ویدیویی بسازیم که بیش از یک میلیون بیننده داشته باشد و این تنها در یک پلتفرم خاص است. افزون بر این، باید مدام از نقطه پایانی حرکت کنید و بپرسید: اهالی نیویورک رسانهها را چگونه مصرف میکنند؟ ادعا نمیکنیم همیشه پاسخ کامل را میدانیم، بلکه موضوع این است که با دقت به جامعه گوش فرا میدهیم.
برای نمونه، از چندین شهروند اسپانیاییزبان نیویورک شنیدیم که اگر میخواهید با بخشی از جامعه که هماکنون صدایتان به آنها نمیرسد ارتباط برقرار کنید، باید یک کانال در واتساپ راهاندازی نمایید.
ما نیز یک کانال واتساپ با نام El Chisme Oficial de NYC ساختیم و در آن، اخبار و تصمیمات شهری را مستقیماً با اسپانیاییزبانان به اشتراک میگذاریم؛ حتی پیامهای صوتی من که با دستوپاشکستگی تمام به زبان اسپانیایی درباره سیاستهای جدید توضیح میدهم در آن منتشر میشود.
تصور میکنم سالها نوعی خودستایی در ساختار اداری وجود داشته است؛ رویکردی که میگفت: «من بیانیه مطبوعاتی کاغذی صادر کردم و مردم خودشان باید بفهمند، یا اطلاعیه را در گوشهای پرت از وبسایت گذاشتم که اگر جستجو کنند پیدایش خواهند کرد.» ما موظفیم سیاست و تصمیمگیریها را به همان جایی ببریم که مردم حضور دارند، نه اینکه با نگاهی از بالا به پایین بگوییم: «اگر این اطلاعیه را نمیخوانید، پس برای شما نوشته نشده است.»
شما سال گذشته از تجربیات دوران کارزار انتخاباتیتان گفتید و اشاره کردید که حس میکردید باید به شیوههای گوناگون در شبکههای اجتماعی حضور داشته باشید، «که بسیاری از آنها خجالتآور بود». حال که در مسند شهردار هستید، تلاش برای اینکه در شبکههای اجتماعی کمتر مایه خجالت به نظر برسید چه حالوهوایی دارد؟
زهران ممدانی: از آدم اشتباهی سؤال میپرسید!
آیا سعی کردهاید کمی رسمیتر و سنجیدهتر رفتار کنید؟
زهران ممدانی: حس میکنم هنوز به همان اندازه شوخطبع و فارغ از تکلفهای رایج هستم! بخشی از شبکههای اجتماعی اساساً بر پایه جذاب و رازآلود نشان دادن خود بنا شده است.
گمان نمیکنم شما چنین مسیری را برگزیده باشید.
زهران ممدانی: دنیای من چنین فضایی نیست.
پس قرار نیست در هالهای از رازآلودگی زندگی کنیم.
زهران ممدانی: من در دنیایی زیست میکنم که شما همهچیز را درباره من خواهید دانست و باید از همین فرصت بهره بگیرم تا پیام اقداماتمان و دلایل انجام آن را با شهروندان در میان بگذارم. به نظرم این نگاه یعنی باید هرگونه هراس از برچسب خوردن یا قضاوت دیگران را کنار گذاشت؛ اگر برای آگاهی مردم از سازوکار «شورای تعیین نرخ اجارهبها» لازم باشد در آبی یخبندان بپرم، بیدرنگ این کار را خواهم کرد.
در زمان نامزدی انتخابات چنین رویکردی داشتم و امروز هم با همان شیوه پیش میرویم: چگونه میتوانیم با بیشترین تعداد مخاطب ارتباط برقرار کنیم؟ چگونه در دام آسودگیطلبی گرفتار نشویم و نگوییم: «حالا که شهردار شدهام، باید همهچیز در چارچوب خشک و رسمی سنتی پیش برود»؟
بخشی از دلیل اینکه چرا بسیاری از مردم در خوشبینانهترین حالت نسبت به سیاست بیتفاوت هستند، احساس عدم ارتباط و بیهودگی است. این گسست تا حدی ناشی از اولویتهای سیاستمداران و تا حدی مربوط به روشهای اجرایی آن است. اگر ساختار سیاسی بخواهد همچنان به شیوه ۲۰ سال پیش خود را عرضه کند، این واقعیت را نادیده گرفته است که امروز در جهانی کاملاً متفاوت زندگی میکنیم. ما باید با همین جهان نوین گفتگو کنیم و دغدغههای همین جهان را بازتاب دهیم.
در طول یک سال گذشته، تمرکز فراوانی بر نحوه استفاده ما از شبکههای اجتماعی وجود داشت؛ گویی فرم و ابزار مهمتر از خود پیام است. در حالی که احترام به رسانه و استفاده هوشمندانه از آن بسیار حیاتی است، باید متوجه بود که بستهبندی ایدههای کهنه و خستهکننده در قالب ویدیوهای عمودی کوتاه، گرهی از بحران عمیق سیاست امروز باز نمیکند.
موضوع صرفاً شیوه ارائه نیست، بلکه محتوا و اصل ماجرا اهمیت دارد.
نیویورک تایمز در ماه سپتامبر گزارشی درباره همکاری دفتر شما با تولیدکنندگان محتوا منتشر کرد. مدیریت شما با تولیدکنندگان محتوای متعددی همکاری میکند که برخی از آنها محورهای کلیدی سیاستها را برای پوشش دریافت میکنند. آنها به رویدادهایی دعوت میشوند که گاه خبرنگاران رسانههای سنتی در آنها حضور ندارند. یکی از دغدغههای مطرحشده در آن گزارش، کمرنگ شدن مرز میان روزنامهنگار و تولیدکننده محتوا بود. استفاده از ظرفیت شبکههای اجتماعی برای ارتباط با مردم به شیوههای نو، تصمیمی بسیار ستودنی است؛ اما شما تفکیک میان «روزنامهنگاری حرفهای» و «تولید محتوا» را چگونه ارزیابی میکنید؟ زیرا برای مخاطبان عادی، این مرز بهشکل چشمگیری مبهم و باریک شده است.
زهران ممدانی: مایلم کمی این دیدگاه را به چالش بکشم.
بفرمایید، خوشحال میشوم.
زهران ممدانی: محورهای کلیدی یا همان نکات محوری، اساساً پایه و اساس هر بیانیه خبری هستند، مگر نه؟ وقتی ما سیاست جدیدی را رونمایی میکنیم، بیانیه شامل نقلقولهایی از من و مسئولان نهادهای مرتبط، همراه با توضیح شفاف درباره جزئیات آن طرح است.
این فرآیند برای من حیاتی است؛ چراکه ما به دنبال شفافسازی و ابهامزدایی از تصمیمات سیاسی هستیم. برخی سیاستها سرراست و روشن هستند، اما برای توضیح برخی دیگر، حتی خود من اگر چارچوب و محورهای مشخصی نداشته باشم، نمیتوانم بهسادگی آنها را تبیین کنم.
اوایل همین هفته، راهحلی نوآورانه برای مهار سیلاب در سنترال پارک (Central Park) اعلام کردیم. طبق این طرح، قرار شد پیش از وقوع توفان، سطح آب را در سه آبگیر اصلی کاهش دهیم تا از طغیان روانآبهای توفانی جلوگیری شود. پیش از آنکه بتوانید درباره این موضوع با مردم گفتگو کنید، باید بتوانید آن را به زبانی ساده توضیح دهید؛ از این رو معتقدم محورهای مشخص محتوایی دقیقاً چنین کارکردی دارند.
در پاسخ به پرسش شما باید بگویم، ضروری است که با همه رسانهها با احترام برخورد کنیم و تفاوتهای بنیادین هر یک را درک نماییم. اگر تیم شهرداری ما صرفاً با تولیدکنندگان محتوای دیجیتال در ارتباط بود، مسلماً ایرادی جدی وجود داشت؛ اما آنچه اهمیت دارد این است که ما هم باید با خبرنگارانی گفتگو کنیم که بسترشان تلویزیون، روزنامه، رادیو و مجلات است، و هم با فعالانی در ارتباط باشیم که شاید تنها تریبون آنها TikTok، اینستاگرام، شبکه اجتماعی X (توییتر سابق) یا Bluesky باشد. امروز دیگر نمیتوان دست به گزینش زد؛ چراکه همانطور که اشاره کردید، از نگاه بسیاری از شهروندان، تمام این بسترها حکم رسانه را دارند. ما باید به این واقعیت احترام بگذاریم، نه اینکه مانند سنتهای گذشته سیاسی، با نگاهی از بالا تعیین کنیم چه رسانهای مشروع و چه رسانهای نامشروع است.

هنگامی که به سخنان خود در پلتفرمهایی مانند TikTok یا اینستاگرام، گفتگوی با یک خبرنگار، یا سخنرانی پشت تریبون رسمی فکر میکنید، مخاطبان را چگونه از هم تفکیک مینمایید؟ آیا به این تمایزها توجه دارید؟
زهران ممدانی: چندان درگیر این تمایزها نمیشوم. اگر تلاش کنید لحن خود را برای هر گروه به شکلی وسواسگونه تغییر دهید، دلیل اصلی اشتیاق مردم برای شنیدن کلامتان را از دست خواهید داد؛ ماجرا به نمایشی ساختگی بدل میشود، نه ارائه حقایق. تفاوت در این است که ما اکنون ۴۸ دقیقه رو در رو صحبت میکنیم، اما اگر ویدیویی ۴۸ دقیقهای در اینستاگرام منتشر کنم، موفقیتی کسب نخواهد کرد. با این حال، اگر مدام فکر کنم که باید در فلان فضا به شکلی خاص حرف بزنم و در فضایی دیگر لحن متفاوتی بگیرم، در نهایت در کلاف سردرگمی گرفتار خواهم شد.
میخواهم به موضوع انتخابات میاندورهای بپردازم، اما سال گذشته زمان قابلتوجهی را به صحبت درباره فعالیتهای اریک آدامز در شبکههای اجتماعی اختصاص دادیم. او کارهای عجیب و کمنظیری در آن پلتفرمها انجام میداد.
زهران ممدانی: مانند مایکل بی، فیلمساز هالیوود؛ زندگی او بعد از آن تکویدیو دگرگون شد!
واقعاً حیرتانگیز بود. در انتخابات میاندورهای فعلی، چه کسی در شبکههای اجتماعی عملکردی مشابه اریک آدامز دارد؟
زهران ممدانی: صفحهای در شبکههای اجتماعی که هنوز باعث شگفتی و سردرگمی من میشود، صفحه شری تانیدار (Shri Thanedar)، نماینده کنگره است که دوران خدمتش رو به پایان است.
من چندان در جریان جزئیات آن نیستم.
زهران ممدانی: واقعاً هیچوقت به درستی متوجه نمیشوم که در آن ویدیوها چه اتفاقی در حال رخ دادن است!
دقیقاً چه چیزی میبینید؟ در آن محتواها چه رخ میدهد؟
زهران ممدانی: گاهی اوقات فقط تصاویر ثابت و بیحرکت است.
بهصورت اسلایدی است یا یک تکعکس ساده؟
زهران ممدانی: اغلب یک تکعکس تکی است. پیشنهاد میکنم دیگران هم نگاهی به آن بیندازند؛ ضمناً بگویم که برای ورود نماینده جدید کنگره نیز بسیار مشتاق و امیدوارم.
حتماً نگاهی خواهم انداخت. [میخندد] محتواهای شگفتانگیزی مبتنی بر هوش مصنوعی مولد از سوی برخی نامزدها ساخته شده است که حتی شامل نسخههای دیپفیک از خود شما نیز میشود؛ جایی که گمان میکنم درباره «قرص توهم» صحبت میکردید!
زهران ممدانی: آن مورد را ندیدهام.
شما و فرماندار کتی هوکول در حال صحبت درباره مصرف قرص توهم هستید؛ و در آن ویدیو طوری وانمود میشود که گویی معتقدید مالیاتهای سنگینتر و درآمد کمتر، اتفاقی عالی است! حتماً باید آن را ببینید.
زهران ممدانی: آیا کارزار بروس بلیکمن، نامزد جمهوریخواه فرمانداری، آن را منتشر کرده بود؟
بله، دقیقاً!
زهران ممدانی: مطمئن بودم کار خود اوست.
محتوای عجیبی است.
زهران ممدانی: شیفته هوش مصنوعی است!
ظاهر تصویر کاملاً شبیه خود شماست.
زهران ممدانی: [میخندد] بله...
نام شما در برگه رای انتخابات میاندورهای این ماه نوامبر نیست، اما این انتخابات بسیار سرنوشتساز است. در یک سال گذشته، به یکی از تأثیرگذارترین چهرههای سیاسی تبدیل شدهاید؛ چه این ادعا را بپذیرید چه نه، بارها بهعنوان فردی دارای نفوذ راهبردی در حزب دموکرات توصیف شدهاید و اعلام حمایت شما اهمیت زیادی دارد. بسیار مشتاقم دلیل حمایت و همراهی شما با فرماندار کتی هوکول را که در پی انتخاب مجدد است بدانم. شما پیش از تصدی پست شهرداری، انتقادات تندی علیه او مطرح میکردید. چه محاسباتی تغییر کرد و چه اتفاقی افتاد؟
زهران ممدانی: اعلام حمایت من بیش از هر چیز بازتابدهنده همکاری عملی و بسیار ثمربخش ماست؛ رابطهای که تفاوت آشکاری با روابط تنشآلود همیشگی میان شهردار نیویورک و فرماندار این ایالت دارد. اگر به تاریخ چند دهه گذشته نگاه کنید، شهرداران و فرمانداران پیاپی را میبینید که همواره در نزاع و اختلاف دائمی به سر میبردند.
در همکاری با فرماندار هوکول دریافتم که میتوانیم دستاوردهای ملموس و مستقیمی را برای خانوادههای طبقه کارگر نیویورک محقق سازیم. هیجانانگیزترین این دستاوردها، طرح مراقبت همگانی از کودکان دو ساله (Universal 2K) است. در هشتمین روز کاری ما، او با تخصیص ۱٫۲ میلیارد دلار موافقت کرد تا مهدکودک و مراقبت رایگان از کودکان دوساله در نیویورک به واقعیت بپیوندد.
حدود دو هفته پیش بههمراه فرماندار، صبح را با خانوادهای گذراندیم که فرزندشان در این طرح ثبتنام شده بود. آنها تعریف کردند که پیشتر مجبور بودند فرزندشان را به ایالتی دیگر بفرستند و مادربزرگش ساعت ۴ صبح کودک را با خودرو میبرد تا به مرکزی برسد که توان پرداخت هزینهاش را داشته باشند؛ با این حال ماهانه ۲۳۰۰ دلار میپرداختند.
این همکاری مشترک بیش از ۲۰ هزار دلار در سال برای آن خانواده صرفهجویی مالی بههمراه آورد که اکنون میتوانند برای خرید خانه پسانداز کنند. از نگاه من، سیاست یعنی همین؛ باید منفعتی ملموس برای زندگی قشر کارگر داشته باشد. لازم نیست برای آنها توضیح دهید صرفهجویی ماهانه ۲۳۰۰ دلار چه معنایی دارد؛ آنها خودشان این اثر را در زندگی حس میکنند.
اشتیاق من بر این پایه استوار است. برای من کارنامه عملی او اهمیت دارد؛ تعهدی که او به این شهر نشان داد و در جریان کسری بودجه چشمگیر، همراهی واقعی داشت تا بتوانیم بودجهای متوازن تدوین کنیم. این رویکرد در تضاد کامل با رقیب انتخاباتی اوست که سرش بیشتر گرم ساخت ویدیوهای جعلی هوش مصنوعی از من و خانم فرماندار است!
بله، سرش حسابی گرم ویدیوهای تولیدشده با هوش مصنوعی و حمایت از اداره مهاجرت است.
زهران ممدانی: بله، ترکیب نامناسبی که گمان نمیکنم اغلب شهروندان نیویورک خواهان دیدنش در دفتر فرمانداری باشند. واکنش او به طرح مهدکودک همگانی این بود که آن را امتیازی برای «والدین تنبل» نامید؛ در حالی که من تا کنون در این شهر با یک والد تنبل هم برخورد نکردهام. من والدینی را میبینم که از فرط دشواری فرزندپروری فرسوده شدهاند؛ ساختاری که رشد کودک را صرفاً مسئولیتی فردی تلقی میکند، در صورتی که امکان پرورش کودکان در این شهر، به سود تمام جامعه نیویورک است.
او وعده داده این طرح حمایتی را لغو کند و بودجه برنامه خدمات درمانی مدیکید (Medicaid) را به نصف کاهش دهد. در شرایطی که روزگار بهخودی خود دشوار است، اینکه نامزدی با شعار «زندگی را برای قشر زحمتکش سختتر و گرانتر خواهم کرد» وارد میدان شود، واقعاً عجیب است. دوست دارم مشاوری را که چنین ایدهای به او فروخته پیدا کنم؛ این مواضع هیچ منطقی ندارد.
شاید هوش مصنوعی به او مشاوره داده است؛ چه کسی میداند؟
زهران ممدانی: واقعاً بعید نیست!

اگر فرماندار هوکول دوباره انتخاب شود، امیدوارید این همکاری مشترک به کدام سمت هدایت شود؟
زهران ممدانی: تداوم طرح مراقبت از کودکان. بودجهای که تامین کردهایم ظرفیت تحت پوشش را از ۲ هزار کودک دوساله به ۱۲ هزار کودک در سال آینده میرساند. هدف ما پوشش تمام کودکان دوساله نیویورک است و برنامه داریم آن را در تمام محلههای برانکس و استیتن آیلند گسترش دهیم.
ما خواهان اجرای این طرح در تکتک بخشهای شهر هستیم و فرماندار نیز به گسترش آن متعهد شده است. وقتی از بحران هزینههای زندگی در گرانترین شهر آمریکا حرف میزنیم، مراقبت از کودک دومین هزینه سنگین خانوادههای کارگری است. اگر این بار را از دوش آنان برداریم، زندگی مقرونبهصرفهتری به مردم هدیه دادهایم؛ رسالت مدیریت شهری همین است.
درباره جنبش «سوسیالیستهای دموکرات آمریکا» (DSA) بگویید. نام شما از جهات زیادی با این جریان گره خورده است. پیروزی نامزدهای این تشکل در رقابتهای سراسر کشور یکی از خبرسازترین تحولات سیاسی سال گذشته بوده است. چرا معتقدید اکنون زمان شکوفایی این جریان فرارسیده است، نه پنج یا ده سال پیش و نه پنج سال آینده؟
زهران ممدانی: به باور من، دلیلش این است که این جریان بر پایه کرامتبخشی به طبقه کارگر بنا شده است. وضعیت کنونی سیاست نمادی از نادیده گرفتن قشر زحمتکش است و هرگز تا این حد نیاز مبرم به نوعی تازه از سیاستورزی احساس نشده بود. در نیویورک، معضلات مردم شبیه به مشکلات سراسر کشور است: ناتوانی در پرداخت اجارهبها، هزینههای نگهداری کودک، قبوض برق و خرید مایحتاج روزمره.
بنابراین، پیام مبارزه برای مردم طبقه کارگر در هر نقطهای جذابیت دارد. آنچه مرا به این جنبش جذب کرد، ساختار حزبی بود که تمام تمرکز خود را بر این مطالبه گذاشته بود؛ سیاستی که باید به دستاوردهای ملموس اقتصادی برای کارگران ختم شود و آمادگی ایستادگی برای آن وجود داشته باشد.
آنچه در عضویت این تشکل برایم ارزشمند است، حرف «D» در نام آن است که مخفف دموکراتیک بهشمار میرود. ساختار این تشکل دقیقاً بر اساس تصمیم اعضایش عمل میکند، در حالی که در بسیاری از احزاب، عدهای معدود تصمیم میگیرند و دیگران صرفاً باید تبعیت کنند. تمام هدف دموکراسی این است که مردم سرنوشت خود را تعیین کنند؛ نه اینکه صرفاً رهبرانشان را انتخاب نمایند، بلکه مردمسالاری را از پای صندوقهای رای به تمام ارکان زندگی روزمرهشان پیوند دهند.
در حوزه فناوری و گزارشهای رسانهای، پوشش گستردهای درباره ساخت دیتاسنترها انجام شده است. بسیار مشتاقم دیدگاه شما را درباره موج ساخت دیتاسنترها بشنوم و بدانم چرا این موضوع در انتخابات فعلی به نقطهای بحرانی و پرمناقشه بدل شده است. ریشه این حساسیتها در چیست؟
زهران ممدانی: موج اعتراضات و مخالفت با ساخت دیتاسنترها، حرکتی است که به من امیدواری واقعی میبخشد.
به چه دلیل؟
زهران ممدانی: به این دلیل که نشان میدهد این ایستادگی فراتر از مرزبندیهای معمول حزبی حرکت میکند و دغدغهای فراجناحی است. شاید من و ران دسانتیس، فرماندار فلوریدا، اشتراک دیدگاه چندانی نداشته باشیم، اما هر دو به شکلی مشابه با توسعه بیرویه این دیتاسنترها مخالفیم.
این مسئله ابعاد مختلفی دارد. به میزان سرسامآور انرژی مورد نیاز برای توسعه هوش مصنوعی فکر کنید. برای مثال، فرآیند آموزش یک نسخه از مدل زبانی ChatGPT بهتنهایی معادل برقی است که کل شهر سانفرانسیسکو در مدت سه روز مصرف میکند!
این مقیاس مصرف وحشتناک است. بنابراین مخالفت شهروندان در سراسر آمریکا ناشی از آگاهی نسبت به تاثیری است که این دیتاسنترها بر زندگی روزمرهشان میگذارند؛ از جهش سرسامآور قبوض برق گرفته تا خسارات سنگین به محیط زیست. این مقاومت همچنین پس زدن رویکرد حاکم بر چند سال اخیر هوش مصنوعی است: «خطرش بر دوش مردم، سودش در جیب شرکتها».
این واکنشها در فلوریدا، نیویورک و سراسر کشور دیده میشود. حتی در کالیفرنیا برخی شهرداریها ساخت هرگونه دیتاسنتر جدید را بهکلی ممنوع اعلام کردهاند.
شما از تصمیم ایالت نیویورک برای توقف یکساله ساخت دیتاسنترها حمایت کردید. گام بعدی چه خواهد بود؟
زهران ممدانی: یکی از راهحلها، به رسمیت شناختن هزینههای واقعی هوش مصنوعی است. عمده بحثهای ما بر پایه دادههای بسیار محدودی شکل میگیرد؛ وضعیتی که کاملاً عامدانه طراحی شده است. زیرا هنگام مواجهه با این شرکتهای فوقالعاده قدرتمند، با سطحی از پنهانکاری و عدم شفافیت روبرو هستیم که قضاوت آگاهانه درباره اینکه هر دستور و جستجوی کاربران عملاً چه هزینهای به کل جامعه تحمیل میکند را ناممکن میسازد.
منظورتان نبود اطلاعات درباره مصرف انرژی است، یا این تفکر که بهجای زیرساختی فنی، بهعنوان پدیدهای افسانهای و ماورایی از آن سخن میگویند؟
زهران ممدانی: منظورم همان نبود شفافیت در مصرف انرژی است، هرچند تلاشی آشکار وجود دارد تا این فناوری را جادویی، ماورایی یا حتی آسمانی جلوه دهند.
دستنیافتنی و ناشناختنی.
زهران ممدانی: سرمایهگذاری سنگینی روی این تفکر صورت گرفته که این فناوری آنچنان پیچیده است که تنها واکنش منطقی ما باید اعتماد کورکورانه به سازندگانش باشد. این استدلال دقیقاً شبیه ادعای فیسبوک در سال ۲۰۰۸ است که میگفت این پلتفرمها باید خودتنظیمگر باشند و خودشان قوانین خود را بنویسند! در حالی که ما نیازمند واکنشی هوشیارانه هستیم که مقیاس فراگیری این فناوری و انگیزههای مالی پشت آن را درک کند. واقعیت این است که امروزه شباهتهای هشداردهنده فراوانی میان حباب تاریخی مسکن و وضعیت کنونی هوش مصنوعی در اقتصاد دیده میشود.
نگرانید که در یک حباب مالی قرار داشته باشیم؟
زهران ممدانی: بله.
و نگرانید که این حباب بترکد؟
زهران ممدانی: دقیقاً.
آیا به چهرههایی مانند Sam Altman اعتماد دارید؟
زهران ممدانی: خیر؛ آیا شما به امثال Sam Altman اعتماد دارید؟
من مصاحبهشونده نیستم!
زهران ممدانی: نه، ندارید.
واقعیت این است که من هم اعتمادی ندارم. با توجه به حوزه مسئولیت شما در نیویورک، نقشتان را در جهتدهی به تأثیرات هوش مصنوعی بر شهروندان چگونه تعریف میکنید؟
زهران ممدانی: این نقش در سطحی کاملاً عملیاتی و همگام با درک گستردگی اثرات هوش مصنوعی تعریف میشود. در بعد عملی، این رویکرد به معنای تدوین یکی از جامعترین بخشنامههای ممنوعیت هوش مصنوعی در ساختار آموزشی مدارس آمریکا بود که به اجرا گذاشتیم؛ بر اساس این طرح، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی مولد برای دانشآموزان از مقطع پیشدبستانی تا پایه هشتم ممنوع شد.
این ممنوعیت را اعمال کردیم زیرا دانشآموزان باید فرصت دانشآموز بودن داشته باشند؛ باید فضا داشته باشند تا آزمون و خطا کنند، شکست بخورند و یاد بگیرند. همچنین باید به تبدیل دانشآموزانمان به موش آزمایشگاهی برای سودآوری غولهای فناوری پایان دهیم. در سالهای اخیر پدیده عجیبی شکل گرفته است: در حالی که هرگز اجازه نمیدهیم یک شرکت داروسازی برنامه درسی درس علوم را تدوین کند، اما با کمال میل با شرکتهای فناوری پیمان میبندیم تا نه تنها ابزارهای کلاس درس را تامین کنند، بلکه نحوه آموزش را نیز رقم بزنند.
نکته دوم این است که اثرات هوش مصنوعی تنها به ابعاد اقتصادی یا زیستمحیطی محدود نمیشود، بلکه پیامدهای عاطفی و روانی عمیقی بههمراه دارد. در کنار تمام مباحث مربوط به حذف مشاغل توسط هوش مصنوعی، باید بحران رضایت شغلی را نیز جدی گرفت. در بسیاری از مشاغل، معنا و ماهیت درونی کار در حال زدوده شدن توسط هوش مصنوعی است. اخیراً در پادکست دیلی (The Daily) گفتگویی با یک استاد ریاضیات منتشر شد.
که با بغض و اشک صحبت میکرد.
زهران ممدانی: با اشک از توانایی تازه هوش مصنوعی در حل مسئلهای دیرینه سخن میگفت؛ قابلیتی که بحرانی هویتی برای او و دیگر ریاضیدانان پدید آورده بود که از این پس رسالت آنها چیست و اصلاً چه نقشی دارند؟ معتقدم این پرسش باید در صدر اولویتهای ما در مواجهه با هوش مصنوعی قرار گیرد؛ زیرا سالها با آن بهعنوان پدیدهای ماورایی یا دستنیافتنی برخورد کردهایم، در حالی که این فناوری کاملاً تحت کنترل انسان قرار دارد. این یعنی باید پاسخ این چالشها را با محوریت حفظ کرامت انسانی بیابیم.
شما پیشتر بیان کرده بودید که سیاستهای شهری هوش مصنوعی بر این پایه استوار است که در برابر خلاء کامل قانونگذاری دولت فدرال چه میتوان کرد. این وضعیت چگونه بر توان شما برای مهار فناوری در سطح محلی تأثیر میگذارد و انتظار دارید دولت فدرال چگونه این حوزه را سامان دهد؟
زهران ممدانی: تمایل دارم دولت فدرال شباهتهای انکارناپذیر میان حباب مسکن و وضعیت کنونی هوش مصنوعی در اقتصاد را بررسی کند. دوست دارم به تناقض شدید میان ارقام سودآوری واقعی این شرکتها و ارزشگذاریهای کاذب توجه کنند؛ معاملاتی که صرفاً تلاشی برای سرپا نگه داشتن ارزشهای ساختگی است تا هزینههای نجومی روزمرهشان توجیه شود.
همچنین خواهان این هستم که پیامدهای مرگبار ناشی از بهکارگیری این فناوری را به رسمیت بشناسند. وقتی از توهم هوش مصنوعی سخن میگوییم، صرفاً یک کنجکاوی علمی مطرح نیست؛ بلکه رخدادی است که کشور را تا آستانه درگیری نظامی با چین پیش برد. هنگامی که از دادههای قدیمی و نادرست هوش مصنوعی حرف میزنیم، پیامدش همان تصمیماتی است که منجر به بمباران مدرسه کودکان در ایران شد.
این اتفاقات در زمان حال جریان دارد و آیندهای فرضی نیست. در نیویورک تلاش میکنیم در خلاء قوانین فدرال، از هر اهرم نظارتی که در اختیار داریم استفاده کنیم. برخی اقدامات بسیار ملموس هستند؛ مانند تصویب قانون جدیدی توسط «اداره حمایت از مصرفکنندگان و کارگران» که بر اساس آن، مشاوران املاک حق ندارند از تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی برای آگهیهای آپارتمان استفاده کنند.
البته آن تصاویر بسیار چشمنواز به نظر میرسیدند!
زهران ممدانی: فوقالعاده بودند، اما ذرهای واقعیت نداشتند.
درست است، واقعی نبودند.
زهران ممدانی: بازار مسکن بهخودی خود دشوار و فرساینده است. نیازی نیست مستاجر یا خریدار در این تردید بماند که آیا خانه رویاییاش صرفاً خواب و خیال است یا واقعاً وجود خارجی دارد. به همین ترتیب، بسیاری از شهروندان نیویورک در چرخه بیپایان و فرسایشی چتباتهای پشتیبانی گرفتار میشدند؛ از این رو مقررات محدودکنندهای برای ساماندهی این سیستمها نیز تدوین کردیم.
اینها نمونههایی از اقدامات عملی روزمره ماست. ما درباره مسئلهای با اهمیت بینالمللی صحبت میکنیم، اما اغلب هنگامی که این موضوع در سطوح کلان مطرح میشود، آن را در قالبی کلیشهای تقلیل میدهند و میگویند: تمام اقدامات ما حیاتی است چون در حال رقابت فناورانه با چین هستیم. ادبیات رقابت تسلیحاتی پوششی برای شانه خالی کردن از مسئولیتهای نظارتی در این کشور شده است.
شما رابطه بهطور شگفتانگیزی مساعدی با دونالد ترامپ دارید؛ آیا درباره هوش مصنوعی با او صحبتی داشتهاید؟
زهران ممدانی: درباره موضوعات گوناگونی که بر اداره شهر تأثیر میگذارند گفتگو داشتهایم.
آیا به توانایی دولت او در مدیریت و مهار این فناوری باور دارید؟
زهران ممدانی: معتقدم سیاستگذاری دولت فدرال تا کنون در این حوزه با کاستیهای جدی همراه بوده و انتقاداتی که مطرح کردم، بیانگر دیدگاه صادقانه من درباره عملکرد کنونی در سطح ملی است.
گزارشهای تحقیقی گستردهای درباره فناوریهای نظارتی و تشخیص چهره در ورزشگاه مدیسون اسکوئر گاردن (Madison Square Garden) منتشر شده و از آن بهعنوان یک سازوکار نظارتی سراسربین یاد شده است؛ موضوعی که حتی به شکایتهای حقوقی مالکان مجموعه انجامید. دیدگاه شما درباره این سطح از نظارت چیست؟ آیا یک فرد در بخش خصوصی باید از چنین قدرت نظارتی نامحدودی بر زندگی شهروندان عادی برخوردار باشد؟
زهران ممدانی: خیر، هرگز نباید چنین اجازهای داده شود. این وضعیت نشاندهنده انحرافات بنیادینی است که امروزه در نحوه استفاده از فناوری در کشورمان شاهد آن هستیم.
شهرداری نیویورک چگونه میتواند با چنین پدیدهای مقابله کند؟
زهران ممدانی: ابتدا با تبیین و روشنگری در رسانهها، و سپس از طریق مصوبات قانونی؛ شاهانا حنیف، عضو شورای شهر نیویورک، لایحهای در این زمینه ارائه داده است که گامی بسیار مهم در مهار این نوع اقدامات بهشمار میرود. این چالش تنها به مدیسون اسکوئر گاردن محدود نمیشود. در تالار موسیقی رادیو سیتی (Radio City Music Hall) نیز رویدادی مشابه رخ داد؛ مادری که وکیل دادگستری بود و فرزندش را برای دیدن نمایشی آورده بود، بهدلیل پروندههای حقوقی حرفهایاش توسط سیستمهای تشخیص چهره شناسایی و از ورود او جلوگیری شد.
سال گذشته از شما پرسیدم آیا فناوری موجب تقویت دموکراسی میشود یا تضعیف آن؟ پاسخ شما تضعیف بود. امروز چه نظری دارید؟
زهران ممدانی: همچنان معتقدم آن را تضعیف میکند.
چرا؟
زهران ممدانی: برخی از اعضای خانوادهام ویدیوهای ساختهشده با هوش مصنوعی از مرا برای خودم میفرستند، با این تصور که واقعی هستند! حتی یکی از بستگانم پس از تماشای ویدیوی ساختگی یک مناظره ۴۵ دقیقهای میان من و یکی از نمایندگان پارلمان اروپا، به من تبریک گفت؛ وقتی ویدیو را دیدم گفتم: «این اصلاً من نیستم!»
عملکردتان در آن مناظره چگونه بود؟
زهران ممدانی: حتی نتوانستم تا پایان نگاهش کنم؛ هرچند ظاهراً نمایش خوبی داشتهام و همتای اروپایی ساختگیام را شکست دادهام! اما آن مناظره ذرهای حقیقت نداشت. اکنون با بحران جدی باورپذیری و تشخیص حقیقت از مجاز روبرو هستیم؛ شاید برخی کاربردها شوخطبعانه و سرگرمکننده باشند، اما اینکه در عصر افول اعتماد به نهادها، بقایای باور عمومی نیز با چنین فناوریهایی تخریب شود، بسیار نگرانکننده و وحشتناک است.
در پایان، خوب است نگاهی به آینده بیندازیم. حزب دموکرات در حال سپری کردن دگرگونیهای عمیقی است. بیایید ده سال جلوتر برویم؛ سال ۲۰۳۶. امیدوارید این حزب چه سیمایی داشته باشد و چه کسانی سکان آن را در دست گیرند؟
زهران ممدانی: امیدوارم حزبی باشد که درک کند اکثریت مطلق جامعه را طبقه کارگر تشکیل میدهد و برای مطالبات آنها مبارزه کند؛ حزبی که بداند نسخههای جسورانه و مترقی نباید صرفاً در کتابهای تاریخ خاک بخورند. در این شهر یادبودهای پرشماری از چهرههای الهامبخشی وجود دارد که نشان دادهاند ایستادگی در راه مردم زحمتکش چگونه است. ما به سیاستی زنده و پویا نیاز داریم و ادارهکنندگان آن باید خود مردم آمریکا باشند.
و خود شما ده سال دیگر مشغول چه کاری خواهید بود؟
زهران ممدانی: نمیدانم؛ امیدوارم دوره دوم شهرداریام را به پایان رسانده باشم، هرچند در دنیای سیاست هیچچیز از پیش تضمینشده نیست.
برچسب های مرتبط
مطالب مرتبط و پیشنهادی

حالت هوش مصنوعی گوگل از اعلام برنده انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا طفره میرود
حالت هوش مصنوعی گوگل موسوم به AI Mode در اقدامی عجیب از پاسخ دادن به پرسش شفاف درباره پیروز انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۰ آمریکا خودداری کرد و کاربران را به مراجع دولتی ارجاع داد. این در حالی است که این سیستم نتایج انتخابات ۲۰۲۴ را با دقتی بالا نمایش میدهد. گوگل علت این رفتار مبهم را یک خلاء فنی موقت اعلام کرده و در حال تلاش برای برطرف ساختن آن است.

فراتر از تب داغ فناوری؛ چرا کسبوکارها نباید کورکورانه سراغ هوش مصنوعی بروند؟
در شرایطی که رقابت بر سر استفاده از بزرگترین مدلهای هوش مصنوعی شدت گرفته است، موفقیت واقعی سازمانها در حل مسائل ملموس کسبوکار خلاصه میشود. بررسیها نشان میدهد تکیه بر خودداری فنی و استفاده بهجا از ابزارهای سادهتر یا روشهای سنتی، نشانه بلوغ سازمانی است و از هزینههای سنگین و بینتیجه جلوگیری میکند.

وابستگی کامل بخش دولتی به مایکروسافت، آینده رقابت در بازار هوش مصنوعی را تهدید میکند
وابستگی گسترده نهادهای عمومی به زیرساختهای ابری مایکروسافت، فرصت رقابت را از سایر توسعهدهندگان هوش مصنوعی سلب میکند. کارشناسان هشدار میدهند تصمیمهای کوتاهمدت مالی، دولتها را در اکوسیستم یک شرکت خاص گرفتار کرده است. نهادهای نظارتی باید پیش از قفلشدن کامل سازمانها در این ساختار، فضایی رقابتی برای ابزارها و ایجنتهای نوین هوش مصنوعی فراهم کنند.
دیدگاه ها و گفتگوی تخصصی
نظرات خود را با جامعه مخاطبان وایر ای آی در میان بگذارید
هنوز دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است
اولین نفری باشید که دیدگاه، تحلیل یا دیدگاه خود را درباره این موضوع با دیگران به اشتراک می گذارد.